فهرست بستن

ادیسه جیمز جویس رمانی علیه شعور است


امسال هشتادمین سالگرد درگذشت نویسنده بزرگ ایرلندی است جیمز جویس (1882-1941). مشهورترین رمان او ، اولیس (1922) ، یکی از آن کتاب ها مانند موبی دیک یا سر و صدای بی نهایت است که تعداد بیشتری از افراد شروع به پایان دادن به آن می کنند. اعتقاد عمومی بر این است که فویل رمان جدیدی از شعور آگاهی است ، و مطمئناً می توان از این بابت گذشت کرد که اگر مثل بسیاری دیگر ، فقط در 100 صفحه این کار را کردی.

من اغلب به شما توصیه می کنم از ابتدای رمان شروع نکنید. در مورد ادیسه، شما بی سر و صدا به جریان دشوار هوشیاری استفان ددالوس ، نویسنده 22 ساله نارس ، پرتاب می شوید. چهارمین سردر عوض دهانه ای بسیار در دسترس تر است. همچنین این یک جریان آگاهی ، اما یک نگاه سبک تر ، متعلق به قهرمان اصلی دیگر رمان ، لئوپولد بلوم ، مشتری تبلیغاتی 38 ساله ناراضی اما دوست داشتنی است. در روز نوشتن رمان ، در 16 ژوئن 1904 ، استفان و بلوم دوستی باورنکردنی در دوبلین برقرار کردند. خواندن افکار بلوم به معنای کشیده شدن در جریان احساسات ، حقایق کنجکاو و معجزات است.

با این حال ، دور بمانید و متوجه خواهید شد که ادیسه در عوض در برابر جریان آگاهی به یک رمان بزرگ تبدیل می شود.

جریان هوشیاری برگسون

برای فیلسوف فرانسوی هانری برگسون (1859-1941) ، جریان آگاهی ما حس ثابت ما از زمان است که در آن گذشته ، حال و آینده ادغام می شوند. این زندگی روان در هسته هویت ماست. به گفته برگسون ، این جریانات در مرکز هر شی و هر شخصی است.

برگسون معتقد بود كه ما می توانیم هر دو را انجام دهیم “تجزیه و تحلیل” یا “شهود” چیزها یا افراد. وقتی چیزی را “تحلیل” می کنیم ، از جریان آن دور می مانیم. ما بر روی زندگی روان آن نمادهای ثابت مانند زبان خود را سوار می کنیم. استفاده از کلمات به معنای “ما خود چیزهای واقعی را نمی بینیم” فقط “برچسب های چسبیده به آنها” است.

مثال دیگر اعداد است. ما چند دقیقه و ساعت به عمر مایع تحمیل می کنیم. به عنوان مثال ، می توانید یک روز را با تقسیم به 24 ساعت “تحلیل” کنید. اما “شهود کردن” آن ، دیدن آن از جریان ، به معنای دیدن این است که زمان آنقدر سخت نیست و به راحتی قابل اندازه گیری نیست – وقتی خسته می شوید آهسته تر حرکت می کند یا هنگام سرگرمی سریعتر حرکت می کند.

در زندگی روزمره ما ، “تحلیل” یک میانبر است. برای انجام کارها به کلمات و اعداد ، برچسب و زمان نیاز داریم. با این حال ، به گفته برگسون ، هنرمندان استعداد شهود دارند.

بیشتر بخوانید: یک ایده فلسفی که می تواند به ما کمک کند درک کنیم که چرا زمان در طی همه گیری همه به آرامی حرکت می کند

به عنوان مثال ، استفاده خیالی از زبان نویسندگان ، به جای حواس پرتی برچسب هایی که به آنها تحمیل می شود ، کلمات را دریچه ای برای جریان های موجود در قلب زندگی می کند. وام گرفتن چنین ایده هایی ، منتقدان ادبی قرار داده است که جریان آگاهی رمان نویس کسی است که می تواند جریان شعور شخصیت ها را “شهودی” کند و بنابراین آنها را تبدیل کند.

جویس برای لحظه ای تلاش می کند ، شخصیت او می شود ، اما خیلی زود از جریان هوشیاری استفن و بلوم خسته می شود. توسط هفتم سر ، او نمایش آتش بازی طولانی از سبک های دیگر را شروع می کند. در اینجا جریان هوشیاری استفان و بلوم از مسیر حذف می شود سر خط خبرهای روزنامه، درام اکسپرسیونیست و حتی داستان عاشقانه. یا آنها توسط a تحت فشار قرار می گیرند کتابچه راهنمای علمی یا دائرlopالمعارف سبک های نثر انگلیسی.

جویس موفق به یافتن جریان نمی شود

بنابراین اولیس جریان آگاهی سازگار بسیار کمتری نسبت به بسیاری دیگر است. اما این همچنین یک جریان ضد هوشیاری است ، زیرا جویس از نظر طنز آمیز شکست شخصیت های او و شخصیت های او را در جریان های شهودی نشان می دهد.

جویس خوشحال است که به ما نشان می دهد انسان ها از نظر مکانیکی غایب هستند ، اغلب به این دلیل که زبان خود مکانیسمی است که مانع تلاش های ما برای واقعیت سیال شهودی می شود.

به عنوان مثال ، استفان ، اگرچه نویسنده ای خلاق است ، اما به هیچ وجه شهودی نیست. همه آنچه می بیند برچسب های چسبیده به چیزهاست ، البته فقط برچسب های ادبی. وقتی سگ را در ساحل می بیند ، عشق به کلمات اسب ، خرگوش ، گوساله ، خرس ، گرگ ، پلنگ ، پلنگ و آهو را تداعی می کند. نمی توان روی سگ تمرکز کرد.

رفتار مکانیکی بلوم کمتر ادبی (کلمات) و علمی تر (اعداد) است. این درست است که او در شهود گربه اش بهتر از استفان است: “تعجب می کنید چطور شبیه او هستم؟” او موسیقی می کند ، سعی می کند خود را در جریان هوشیاری خود شهود کند. اما به زودی فکر او به سمت اعداد چرخید ، “ارتفاع برج؟ نه ، او می تواند مرا بپراند.” در اینجا او هنگامی که فشار می آورد تا تفاوت ارتفاع را درک کند ، با استفاده از مقیاس انسانی و نه گربه سانان ، به تجزیه و تحلیل می پردازد.

مانند شخصیت های جویس ، نه او می تواند جریان هوشیاری را شهودی کند. او می داند که کلمات ادبی ساکن نمی توانند لطافت فضای داخلی ما را توضیح دهند. هر بار که او به سراغ سبک جدیدی می رود ، در هر فصل جدید این ناکامی ها را تصدیق می کند و با خوشحالی به قسمت بعدی می رود.

یک جریان آگاهی بر مورد دوم غالب است سر. در اینجا با جریان همسر بلوم مولی هماهنگ می شویم و در مورد رابطه جنسی بعد از ظهر او با یک همکار می شنویم. آیا این جریانی است که منتظر آن بوده ایم؟ بله و خیر.

افکار مولی به طور مداوم و مداوم در گذشته ، حال و آینده جریان می یابد. اما مولی ، که با او ملاقات می کنیم ، گرچه کاریزماتیک است ، اما چیزی شبیه به یک نماد ایستا ، شخصیت یک همسر ناامید جنسی است. همانطور که در 80 سالگی مرگ جویس تأمل می کنیم ، اولیسس به ما یادآوری می کند که هوشیاری همیشه از رمان خارج می شود ، اما در واقع سرگرم کننده است.

نویسنده: جان اسکولار – مدرس گروه ادبیات انگلیسی ، دانشگاه ریدینگ گفتگو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *