فهرست بستن

ترور کریما بالوک در مورد پاکستان چه می گوید؟


از Tilak Devasher ، دهلی نو [India]، 1 ژانویه (ANI): خشم بین المللی در مورد مرگ مشکوک کاروما بلوچ فعال بلوچ در تورنتو ، کانادا در 20 دسامبر سال 2020 ، در حال افزایش است. در سراسر بلوچستان ، کانادا ، ایالات متحده و حتی بنگلادش اعتراضات صورت گرفته است. مرگ او روشنگر مرگ یکی دیگر از فعالان و روزنامه نگاران بلوچ ، ساجد حسین ، در سوئد در ماه مه سال 2020 بود.

نکته قابل توجه ، هر دو بلوچ بودند و هر دو پس از فرار از آزار و شکنجه و تهدیدهای بلوچستان توسط سازمان های امنیتی همه جا در پاکستان ، که هر دو همچنان به نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان می پردازند ، به غرب پناهنده شدند. از غرق شدن مرده اند به سختی می توان شباهت ها را اتفاقی نامید.

در پرونده ساجد حسین ، پلیس شواهد قانع کننده ای درباره بازی بی ادبانه پیدا نکرد و در مورد کریما بالوک ، یافته اولیه تقریباً یکسان بود ، اگرچه گزارش نهایی در زمان نگارش آن به اطلاع عموم نرسید. دیاسپورای بلوچ و بسیاری دیگر متقاعد شده اند که مرگ کاریما بلوچ و ساجد حسین توسط آژانس های پاک انجام شده است زیرا فعالیت ها ، بیانیه ها و نوشته های آنها به “منافع” پاکستان که توسط ارتش تعیین شده آسیب می رساند.

علاوه بر این دو ، مخالفان پاکستانی دیگری نیز وجود دارند که پس از فرار از پاکستان ، جایی که زندگی آنها در معرض خطر بود و حتی برخی از آنها ربوده شده و مورد آزار جسمی قرار گرفته اند ، در خارج از کشور نیز پناهنده شده اند. یک نمونه احمد واکاس گورایا است که در سال 2020 مورد حمله قرار گرفت و در مقابل خانه خود در روتردام تهدید کرد. مثال دیگر روزنامه نگار طاها سیدیکی است. وی پس از پناهندگی در پاریس ، اخطارهای زیادی در مورد تهدید به زندگی خود دریافت کرد.

س isال این است که ، چگونه پاکستان موفق شد از پس چنین فعالیتهایی برآید و چگونه ادامه می دهد؟ پاسخ در فرهنگ مصونیت از مجازات است که طی دهه های گذشته در پاکستان ایجاد و حتی پرورش یافته است. اگر نه زودتر ، مطمئناً پس از جنگ هند و پاپا 1971 ، که منجر به ایجاد بنگلادش شد ، آغاز شد. 195 افسر و سرباز پاکستانی به دلیل نقشی که در نسل کشی در پاکستان شرقی آن زمان داشتند ، “جنایتکار جنگ” شناخته شدند. در نتیجه قرارداد دهلی که بین هند ، بنگلادش و پاکستان امضا شد ، این افراد و 93000 اسیر جنگی دیگر به پاکستان بازگردانده شدند. اهداف و اهداف بزرگ توافق نامه هر چه باشد ، تنها درسی که پاکستان و به ویژه ارتش آموختند این بود که آنها می توانند به فجیع ترین جنایات بپردازند ، میلیونها غیرنظامی را بکشند و صدها هزار زن را تجاوز کنند ، اما آنها مسئولیتی نخواهند داشت.

تشدید این واقعیت این بود که بسیاری از 195 جنایتکار جنگی در بازگشت ، از جمله رسیدن به مقامات عالی در سیاست و نیروهای مسلح ، رشد کردند. از آن زمان ، ارتش پک این درس را نهادینه کرده و آن را بخشی از فرهنگ خود قرار داده است که هیچ مسئولیتی در قبال جنایات آنها نخواهد داشت.

این امر در طی قیام بلوچ در سالهای 1974-77 ، زمانی که کشتارهای جمعی بلوچ ، از جمله زنان و کودکان ، با کمک کلاهک های هلی کوپتر تحت نظارت دولت غیرنظامی به رهبری ZA انجام شد ، به اندازه کافی نشان داده شد بوتو

سریع به ابتدای این قرن بروید. حداقل از سال 2004 ، ارتش با همان وحشیگری که در پاکستان شرقی آن زمان و با همان مصونیت از مجازات انجام داد ، یک سری عملیات علیه باالوها انجام داده است. علیرغم همه تلاشهای پاکستان برای حفظ وحشیگری خود در بلوچستان ، به دلیل عزم سازمان های حقوق بشر و بلوچ در فاش کردن آنچه که ارتش با مردم انجام می دهد ، موفق به این کار نشد. در نتیجه ، نقض فاحش حقوق بشر به خوبی ثبت شده است.

در گزارش کمیسیون حقوق بشر پاکستان (HRCP) تحت عنوان “درگیری در بلوچستان ، مأموریت های حقیقت یاب HRCP ، دسامبر 2005 – ژانویه 2006” آمده است: و شکنجه بازداشت شدگان و کسانی که از خانه ها و قلب های ترس خود فرار می کنند. (ii) نیروهای امنیتی و تصمیم گیرندگان کاملاً در قبال نقض فاحش حقوق بشر در استان بی مسئولیت بودند. (iii) افزایش ناگهانی مظنونین در همدلی های ملی گرایی یا ارتباط با شبه نظامیان وجود دارد. مخالفان ریه قربانیان اصلی آنچه دبیرکل HRCP به عنوان “اقدامات وحشیانه و غیرانسانی” توصیف می کند ، هستند. (v) گزارش های نگران کننده ای از اعدام های کوتاه مدت وجود دارد که برخی از آنها توسط نیروهای شبه نظامی انجام شده است. HRCP شواهد معتبری مبنی بر وقوع چنین قتلهایی دریافت کرده است. (vi) علی رغم محدودیت های موجود در اسناد ، الگوی مداوم نقض حقوق بشر در استان وجود دارد.

عفو بین الملل (AI) در گزارش 2008 “انکار غیر قابل انکار” اشاره کرد که صدها نفر که ادعا می شود در فعالیت های تروریستی دست داشته اند خودسرانه بازداشت شده اند “… دسترسی به وکلا ، خانواده ها و دادگاهها و در بازداشتگاههای اعلام نشده ای که توسط آژانسهای اطلاعاتی پاکستان اداره می شوند و دولت سرنوشت یا مکان آنها را مخفی نگه داشته است. “گزارش دیده بان حقوق بشر در ژوئیه 2011 ،” ما می توانیم سالها شکنجه کنیم ، بکشیم ، یا بازداشت کنیم – ناپدیدشدن اجباری نیروهای امنیتی پاکستان در بلوچستان “با داستانی درباره مردی که شاهد ناپدید شدن های اجباری بود آغاز می شود و به او گفته شده است:” حتی اگر رئیس جمهور یا قاضی ارشد به ما بگویند که شما را آزاد کنیم ، ما این کار را نمی کنیم ، ما می توانیم شما را شکنجه کنیم ، یا شما را بکشیم یا شما را با میل خود سالها نگه داریم. [intelligence] رئیسی که از او اطاعت می کنیم. هیچ عامل این جنایات دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار نگرفته است ؛ در حقیقت ، بازرسان پلیس صریحاً اعتراف می کنند که آنها حتی به دنبال کسی نیستند. همانطور که دکلان والش در مقاله ای در مارس 2011 در گاردین با عنوان “جنگ کثیف مخفی پاکستان” گفت: “خیره کننده عدم علاقه به بزرگترین معمای قتل پاکستان در دهه های گذشته قابل درک تر می شود که معلوم می شود که مظنون اصلی این باند سایه دار قاتلان سریالی سادیست نیست ، بلکه ارتش قدرتمند نظامی این کشور و افراد غیرقابل توصیف آن هستند. با این کار ، دولت سیگنالی صریح ارسال کرد که نهادهای اطلاعاتی نه تنها به دلیل نقض جدی حقوق بشر مجازات نمی شوند ، بلکه چنین نقض های فاحش حقوق بشر را نیز توجیه می کنند.

تأثیر نقض سیستماتیک حقوق بشر بدون مجازات ، تعداد زیادی از مردم بلوچ را ناامید کرده است. همانطور که HRCP گفته است: در چنین شرایطی ، “تعداد زیادی از جوانان در بلوچ مجبور می شوند از وفاداری خود به دولت صرف نظر كنند. وقتی اراده مردم نقض می شود ، صدای آنها بی رحمانه خفه می شود و بدن آنها در قفس های شکنجه سوزانده می شود. در جایی که مادران برای شنیدن هرگونه خبر در مورد فرزندان گمشده خود می میرند ، دولت نمی تواند انتظار واکنشی غیر از واکنش به عصیان را داشته باشد. “حتی نخست وزیران منتخب بلوچستان نیز علناً نیروهای امنیتی را به آدم ربایی و قتلهای غیرقانونی متهم کرده اند. وکلا به دیوان عالی کشور گفته اند که آژانس ها “مردم را به میل خود تربیت می کنند” بی فایده است.

سلیگ هریسون ، ناظر برجسته بلوگا ، این تخلفات را “نسل کشی کند” خواند که برخلاف بحران های بشردوستانه در دارفور و چچن ، هنوز وجدان جهانی را آزار نمی دهد. اما ، او خاطرنشان كرد ، “هرچه تعداد قربانيان افزايش يابد ، ناديده گرفتن هزينه هاي انساني مبارزات بلوچ براي استقلال و عواقب سياسي آن در ساير مناطق اقليت آشفته در پاکستان چند قومي دشوارتر خواهد بود.” ماهیت ضد انسانی خشونت نه تنها با روش های شکنجه مردم – با سوراخ هایی در سر و بدنشان که بیش از حد تشخیص داده شده مثله شده اند – بلکه همچنین با ریختن بدن آنها ثابت شده است. در یادداشتی که همراه یک جسد تجزیه شده است آمده است: “هدیه ای برای عید برای بالوها”. شباهت به تهدیدی که کریما بلوچ دریافت کرده است واقعاً وحشتناک است. یکی از این تهدیدها به وی هشدار داد که شخصی برای او “کادوی کریسمس” می فرستد و “به او درس می دهد”.

با توجه به اینکه ارتش پاکستان موفق شد به داخل کشور فرار کند ، یک دیدگاه این است که اکنون تصمیم گرفته است عملیات خود را در خارج گسترش دهد. مرگ مشکوک ساجد حسین ممکن است در حال آزمایش آبها برای ارزیابی واکنش بین المللی باشد. ظاهرا سکوت آژانس های تحقیقاتی سوئد پاکستان را تشویق کرده و باعث شده است که کریما بولاک به قربانی دوم تبدیل شود.

اگر درست باشد ، این باید زنگ هشدار را به صدا درآورد ، زیرا مانند این دو ، بسیاری از مخالفان پک نیز وجود دارند که به امید زندگی امن و بدون ترس به غرب پناهنده شده اند. اگر غرب ، به عنوان سنگر امنیتی ، نتواند مسئولیت اصلی خود را در محاکمه عاملان این جنایات انجام دهد ، پاکستان را تشویق می کند که حتی به مخالفان خارجی خود حمله کند.

اگر کشتار کریما بلوچ و ساجد حسین بی فایده نباشد ، پس جهان باید تشخیص دهد که پاکستان برای چند دهه در بلوچستان چه می کند و چگونه جوانان و متخصصان بلوچ را در یک تلاش ناامیدانه برای تأمین امنیت اشغال این استان به قتل رسانده است. پاکستان خوب است که به هشدارهای یک فعال برجسته حقوق بشر ، I.A. رحمان ، که گفت “اگر ما به درمان آنها ادامه دهیم [the Baloch] همانطور که ما با بنگالی ها رفتار کردیم ، عواقب آن متفاوت نخواهد بود. (سلب مسئولیت: تیلاک Devasher دبیر ویژه سابق ، دبیرخانه هیئت دولت ، دولت هند و نویسنده سه کتاب تحسین شده درباره پاکستان است. نظرات شخصی است) (ANI)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *