فهرست بستن

درخشان ترین پیروزی های روسیه برابر ناپلئون


پیروزی امپراطور فرانسه در میدان جنگ ، اصطلاحاً قدم زدن در پارک نبود. اما ارتش روسیه چندین بار این کار را انجام داده است.

نبرد Maloyaroslavets

نبرد Maloyaroslavets در 24 اکتبر 1812

نبرد Maloyaroslavets در 24 اکتبر 1812

نیکولای ساموکیش

در 19 اکتبر 1812 ، گراند آرم ناپلئون ، که بیش از یک ماه در مسکو بیکار بود ، شهر سوخته و ویران شده را در عقب نشینی خود از طریق استانهای غربی امپراتوری روسیه ، جایی که می توانست منتظر زمستان باشد ، ترک کرد. امپراطور تصمیم گرفت که به سمت کالوگا در جنوب انحراف پیدا کند ، جایی که قصد داشت ذخایر غنی مواد غذایی را که برای سربازان روسی در نظر گرفته شده به دست آورد.

اما فرانسوی ها تحت فرماندهی میخائیل کوتوزوف ، فرمانده کل ارتش شاهنشاهی ، از نیروهای روسی قطع شدند. در 24 اکتبر ، دو طرف در یک شهر کوچک Maloyaroslavets درگیر شدند.

این شهر ناخوش در طی درگیری های شدید هشت بار دست عوض کرد. با پایان نبرد ، تقریباً چیزی از او باقی نمانده بود. “خیابانها را فقط می توان با اجساد متعددی که روی آنها پراکنده شده اند ، تشخیص داد.” به یاد آورد یوجین لابوم شاهد عینی “در هر مرحله با دستها و پاهای قطع شده و سرهای شکسته توپخانه روبرو می شدیم. تنها چیزی که از خانه ها باقی مانده بود یک توده خاکستر است که در زیر آن اسکلت های شکسته دیده می شود.”

سرانجام کوتوزوف به نیروهایش دستور داد تا به مواضع دفاعی جنوب شهر عقب نشینی کنند. اگرچه Maloyaroslavets در دست فرانسوی ها باقی ماند ، اما روس ها یک پیروزی مهم استراتژیک کسب کردند. ارتش بی خون فرانسه سعی در نفوذ به انبارها در مسیر کالوگا نداشت و در عوض در امتداد جاده ویران شده اسمولنسک که فقط در تابستان با پیروزی به مسکو نازل شده بود ، عقب نشینی کرد.

پیروزی در کراسنی

مارشال نی در حمایت از گارد عقب هنگام عقب نشینی از مسکو.

مارشال نی در حمایت از گارد عقب هنگام عقب نشینی از مسکو.

آدولف ایوان

گراند آرم با نزدیک شدن به مرزهای غربی امپراتوری روسیه در جاده اسمولنسک ، ویران شده توسط تاکتیک های سوخته زمین ، به وضوح از هم پاشید. کمبود فاجعه بار تأمین مواد غذایی وجود داشت ، تقریباً همه اسبها از بین رفته بودند و اکنون زمستان می آمد. اگر این به اندازه کافی بد نبود ، فرانسوی ها مدام مورد حمله صاعقه ای هوسارها و قزاق ها و کمین چریک ها قرار می گرفتند.

چندین ارتش روسیه در نزدیکی فرانسوی ها باقی ماندند و لحظه ای منتظر حمله به دشمن خسته بودند. و هنگامی که ستون سربازان فرانسوی در جاده Smolensk به منطقه کراسنی کشیده شد ، آن لحظه فرا رسید.

نتیجه این کار یک سری نبردها در 15 تا 18 نوامبر بود که طی آن نیروهای روسی سپاه شاهزاده یوجین دو بوچارن و مارشال های لوئی نیکولاس د آوو و میشل نی را جدا و شکست دادند. ناپلئون خود رهبری عملیات نظامی در نزدیکی کراسنی را بر عهده داشت و قصد داشت صبر کند تا نیروهای نگهدارنده جبران کنند. با این حال ، هنگامی که شاهنشاه از قصد دشمن برای قطع مسیرهای فرار خود مطلع شدند ، وی به همراه نگهبانان و بخشی از نیروهای خود نیروهای مخفی روسی را شکست و به سمت غرب به سمت شهر اورشا حرکت کرد.

در نتیجه نبرد کراسنی ، گراند آره یکبار قدرتمند تا 10 هزار کشته و زخمی از دست داد. 26000 نفر دیگر توسط روسها اسیر شدند. “کل فرانسوی ها ، درست زمانی که دسته های کوچک ما در بزرگراه ظاهر شدند ، بلافاصله اسلحه های خود را انداختند” به یاد آورد سرهنگ دنیس داویدوف از هنگ آخیر هوسار.

Debâcle از Berezina

عبور از راهنماها در Berezina در سال 1812.

عبور از راهنماها در Berezina در سال 1812.

لارنس آلما-تادما

اگر نبرد کراسنی Grande Arme را به طور قابل توجهی تضعیف کرد ، پس جنگ رودخانه Berezina آن را کاملا نابود کرد. تا به امروز ، فرانسوی ها اصطلاح c’est la Berezina (“این Berezina است”) را برای پاک کردن کامل به کار می برند.

در 24 نوامبر ، ناپلئون به رودخانه Berezina در بلاروس امروزی نزدیک شد ، جایی که ارتش تازه نفس 24،000 نفری دانوب روسیه به فرماندهی دریاسالار پاول چیچاگوف در ساحل مقابل در انتظار آنها بود. ناپلئون تقریباً 80 هزار سرباز داشت ، اما تنها نیمی از آنها قادر به ایستادن و نگه داشتن اسلحه بودند.

ناپلئون با یک جاسوسی موفق شد نقطه عبور رودخانه واقعی خود را از شیچاگوف پنهان کند. با این حال ، هنگامی که در 28 نوامبر ، ارتش دانوب و ارتش 35000 نفری ژنرال پیتر ویتگنشتاین هنگام نزدیک شدن از شمال به فرانسوی ها ، همه افراد او به آن طرف نرسیده بودند.

با پیشروی نیروهای روسی ، وحشت و هرج و مرج ایجاد شد. فرانسوی ها به شدت مقاومت کردند و از صبح زود تا آخر شب جنگیدند. “همه چیز در مبارزه ناامیدانه گیج شده بود ،” به یاد آورد سرباز هنگ سوم سوئیس ژان مارک بوزسی: “ما دیگر نمی توانستیم شلیک کنیم. ما فقط با سرنیزه و الاغ می جنگیدیم … گروهی در برف خوابیده بودند. صفوف ما به اندازه جهنم نازک بود. ما دیگر از ترس دیدن رفقای ما در آنجا جرات نگاه کردن به چپ یا راست را داشتیم … همه جا قتل عام بود! “

ناپلئون به همراه ستاد کل ، نگهبان و تعدادی از نیروها موفق به فرار از دام شدند ، اما ارتش او متحمل خسارات زیادی شد. بالغ بر 50،000 نفر در آبهای یخ زده برزینا کشته ، اسیر یا غرق شدند. خسارات روسیه در حدود 4-10 هزار برآورد شده است.

“نبرد ملل”

شاهکار نارنجک انداز هنگ پاسداران فنلاند لئونتی کورنوی در جنگ لایپزیگ در سال 1813.

شاهکار نارنجک انداز هنگ سپاه فنلاند لئونتی کورنوی در نبرد لایپزیگ در سال 1813.

پولیدور بابایف

نبرد لایپزیگ ، معروف به نبرد ملل ، شامل ارتش های ده کشور ، در مجموع تا نیم میلیون مبارز بود. تنها یک قرن بعد از جنگ جهانی اول بود که جهان نبردی به این بزرگی و خونریزی را دید.

نیروهای روسی نیروی اصلی حمله در میان ارتشهای ائتلاف ششم بودند که تقریباً نیمی از 300000 نیروی متفقین را نمایندگی می کردند. امپراطور فرانسه به نوبه خود حدود 200000 سرباز داشت.

به مدت چهار روز درگیری های شدیدی در نزدیکی لایپزیگ در زاکسن در آلمان امروزی آغاز شد که در آغاز آن ناپلئون تقریباً پیروزی را به تأخیر انداخت. در 16 اکتبر ، سواره نظام مارشال یواخیم مورات مرکز نیروهای متفقین را شکست و فقط 800 متر از ستاد کل پادشاهان روسیه ، پروس و اتریش فاصله داشت. اوضاع توسط گارد شاهنشاهی روسیه لایب ، که دشمن را تا رسیدن نیروهای کمکی نگه داشت ، نجات داد.

نقطه عطف در نبرد ، فرار ناگهانی متحدان ساکسون ناپلئون به ائتلاف ششم بود. پس از آنها بخشهایی از وستفالن ، وورتمبرگ و بادن دنبال شدند. سوراخ حاصل از خطوط باید توسط محافظین امپراطور فوری بسته شود.

در پایان فرانسوی ها در این جنگ شکست خوردند. در حین عقب نشینی ، ناوشکن ها خیلی عجله داشتند تا پل رودخانه ویس-الستر را منفجر کنند و مسیر فرار نیروهای عقب نگهبان فرانسوی 20000 نفری را قطع کنند. در مجموع ، ناپلئون حداکثر 80،000 سرباز کشته ، زخمی یا اسیر از دست داد. تلفات ارتشهای ائتلاف ششم 54000 نفر بود.

شکست در لایپزیگ عواقبی فاجعه بار برای ناپلئون داشت. وی آخرین متحد بزرگ خود ، باواریا را که در کنار حریفانش بود ، از دست داد. فرانسوی ها به زودی مجبور شدند از سرزمین های آلمان و هلند عقب نشینی کنند تا در دفاع از میهن خود تمرکز کنند. همانطور که بارون فردریش فون مفلینگ ، سرهنگ ستاد کل پروس ، نوشت: “بنابراین نبرد چهار روزه مردم لایپزیگ سرنوشت جهان را رقم زد.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *